مرتضى مطهرى

465

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است ( به حمل شايع ) . به اعتبار اينكه موجود در ذهن است موضوع قضيه واقع شده است و به اعتبار اينكه مفهومش مفهوم لا موجود فى الذهن است او واقعا لا موجود فى الذهن است ، كه حالا بعد در بحث معدوم مطلق اين را طرح خواهيم كرد « 1 » . اين ، يك برهان بود [ در ردّ ] كسانى كه قائل به ثبوت معدومات‌اند . شبههء دوم و اما كسانى كه قائل به ثبوت « حال » هستند گفته‌اند وجود - خود وجود - نه موجود است و نه معدوم [ و ] از اين جهت است كه مىگويند وجود يك مفهوم انتزاعى است . وجود ، خودش نه موجود است و نه معدوم ؛ چون وجود اگر موجود باشد بايد داراى وجودى باشد و آن وجود نيز داراى وجودى باشد و آن وجود هم داراى وجودى الى غير النهايه و اين امر محال است و باطل ، و بطلانش نه از جهت اين است كه تسلسل محال است و باطل ، بلكه از جهت اينكه يك وجود در آن واحد هزار وجود نيست ؛ يعنى اگر مىگوييم : « اين كتاب وجود دارد » نه اين است كه الآن يك وجودهاى غير متناهى در اينجا هست : كتاب وجود دارد و وجودش هم وجودى دارد و وجود وجود او هم وجودى دارد الى غير النهايه ؛ اين كتاب يك وجود بيشتر ندارد . و اين همان برهانى است كه شيخ اشراق براى اعتباريت وجود آورده است . تنها شيخ اشراق گفته است كه وجود معدوم است ، ولى اينها مىگويند وجود معدوم هم نيست ؛ چرا معدوم نيست ؟ مىگويند براى اينكه اگر بگوييم معدوم است وجود را با نقيضش جمع كرده‌ايم . اجتماع نقيضين است كه بگوييم وجود معدوم است . اگر بگوييم وجود موجود است بايد براى هر شيئى غير النهايه وجودهاى مترتب داشته باشيم ، يعنى خودش وجودى دارد ، وجودش هم وجودى دارد . . . الى غير النهايه و اين يك امر خلاف بداهت است . اگر بگوييم معدوم است اجتماع نقيضين قائل شده‌ايم : وجود معدوم است ؟ ! هستى معدوم است ؟ ! ديده‌اند نمىشود اين را گفت . مگر مىشود هستى نيستى را كه نقيضش هست بپذيرد ؟ ! اگر

--> ( 1 ) . - اين مثل همان اجتماع نقيضين است . استاد : بله ، مثل همان است . شريك البارى نيز همين طور است ، كه چون بعد در باب معدوم مطلق در اين باره بحث خواهيم كرد در اينجا ديگر زياد روى آن بحث نمىكنيم .